en_US
en
off
Mobile View
Desktop View
 
ثروتمند زاده شده ای
5759

خلاصه کتاب ثروتمند زاده شده ای

فصل اول ؛ من و پول

شما آن چيزي ميشويد كه بيشتر مواقع به آن فكر مي كنيد ، لذت واقعي زماني است كه خودمان پول در مي آوريم، خواندن به تنهايي كمكي نمي كنه بلكه درك كردن و به كار بستن تفكرات صحيح اهميت دارد (به عمل كار برايد ، به سخن راني نيست) . بايد مردم را دوست داشته باشيم و از پول استفاده كنيم ، نه اينكه پول را دوست داشته باشيم و از مردم سوء استفاده كنيم . وظيفه ماست كه ثروتمند باشيم . ذهنيت هاي درست در مورد پول ؛ ١- پول مهم است ٢- پول يك نوكر است و ما اربابش هستيم ٣- پول بايد در گردش باشد . پولدار بودن افراد باعث نشده كه از پول خوششات بيايد بلكه چون از پول خوششان مي آيد پولدار شده اند . بايد ذهنيت رفاه در خودمان ايجاد كنيم و راهش اين است كه وضعيت مالي براي خودمان مجسم كنيد كه آرزويش را داريد . بايد ترس را كنار بگزاريم چون از هر چي بدمان بيايد به سرمان مي آيد دليلي وجود ندارد كه نتوانيم در مدت زمان معقولي به موفقيت مالي دست پيدا كنيم . هيچ كس به تنهايي به موفقيت قابل توجهي دست پيدا نكرده، مطالب كتاب را دست كم با يك نفر در ميان بگذاريد . هيچ كمبودي در دنيا وجود ندارد كمبود ها فقط مربوط به آگاهي ماست . بايد همين الان در ذهنمون به شكوفايي مالي فكر كنيم چون فكر كردن عالي ترين ويژگي و عملكرد بشر است و ذهنيت رفاه و ثروت مقدمه كسب ثروت در دنياي مادي است اين كار ساده نيست و به انضباط شديد و اشتياق فراوان و اراده قوي نياز دارد چرا كه نيروي واقعي در درون ماست و بايد عادت كنيم خودمان را فردي بسيار ثروتمند تصور كنيم . ما در سه بعد جداگانه زندگي مي كنيم ؛ ١- سطح معنوي افكار ٢- سطح عقلي ايده ها ٣- سطح مادي نتايج ، كه افكار به ايده ها و ايده ها به نتايج ختم مي شوند در صورتي كه خيلي ها برعكس رفتار مي كنند و فقير ميمانند ، بايد افكارمان را بلافاصله عوض كنيم ، ما ثروتمند زاده شده ايم و انديشه ماست كه وفور نعمت را براي ما به ارمغان مي آورد ، باور داشتن به چيزهاي ملموس و قابل ديدن ،اصلاً باور نيست بلكه باور داشتن به ناديده هاست كه يك موفقيت و موهبت است (لينكلن) ، من ثروتمندم ، من پولدارم ، پول خوب است .زندگي خوب گران است راه ديگري هم براي زندگي هست كه هزينه ندارد اما آن زندگي ، خوب نيست

فصل دوم ؛ چقدر پول كافي است ؟

بايد دقيقاً مشخيص كنيم كه چقدر پول مي خواهيم چون ناخوداگاه فقط تصاوير را دريافت و به سمت واقعيت هدايت مي كند و اين حق طبيعي ماست كه از لذت هاي زندگي مطابق با شأن انسانيمون به طور كامل بهره ببريم و يه ليست از تمام چيزهايي كه امسال مي خواهيم تهيه كنيم و مبلغش و خيلي دقيق و درشت بنويسيم چونكه استعداد موفقيت در همه وجود دارد و وقتي ديگران توانستند يعني من هم ميتوانم و در نتيجه شما هم ميتوانيد، مهم اينه كه از همين حالا شروع كنيم و به عنوان اولين قدم بايد به خودمون پول بدهيم و ده درصد ١٠٪‏ درامدمون و پس انداز كنيم و از همين پول ، هزينه بيمه عمر را پرداخت كنيم و به مابقي آن كه "دارايي فوري " نام دارد دست نزنيم و يه برنامه منظم براي پرداخت بدهي هامون داشته باشيم و بيست درصد ٢٠ ٪‏ درامدمون و در يه حساب براي پرداخت بدهيهامون كنار بزاريم و يك نامه به طلب كارامون بنويسيم و آنها را از برنامه هامون مطلع كنيم و اولين قسطمون و همراه نامه براشون بفرستيم و ديگه به بدهي فكر نكنيم در عوض فقط روي حساب پس انداز و افزايش موجوديمون تمركز كنيم و مداوم جملات " من ثروتمندم ، پول خوب هست و من مردم را دوست دارم و از پول استفاده مي كنم " را تكرار كنيم . مردم از نظر مالي سه دسته اند ؛ ١- مقروض ها ؛ كساني كه عادت كرده اند بيش از درامدشون خرج مي كنند ٢- سر به سر ها ؛ كساني كه عادت كرده اند هر چي به دست ميارن و خرج كنند و ٣- مازاد بر درامد ها كساني كه عادت كرده اند درست خرج كنند و نكته مهم اينه كه با كسب درامد بيشتر نمي توان به دسته سوم پيوست چون عادت ها تعيين كننده اين موضوع هستن و براي اين موضوع بايد عادت هاي خود را تغيير بديم و به دسته سوم بپيونديم

فصل سوم ؛ تصوير سازي

اگر تصويرسازي را با مداومت و پشتكار دنبال كنيد تاثيرات خارق العاده اي دارد و هر چه تا كنون در زندگي ما رخ داده نتيجه مستقيم تصوير سازي بوده . تصويرها عكس هاي ذهني هستند كه به وسيله افكار ساخته مي شوند ، ذهن با فكر كردن مي تواند هر تصويري را خلق كند و با تصوير سازي مي توان عالم را تسخير كرد زيرا هر كاري كه صورت گرفته ، زماني در تصورات ذهني افراد خلاق بوده . بايد ببينيم كه از همين حالا صاحب پولي هستيم كه ارزويش را داريم و هر چيزي را كه ذهن بتواند تصور و باور كند به آن دست مي يابد . بايد ذهنيت رفاه را در خود ايجاد و آن را با پشتكار تعقيب كنيم زيرا علاوه بر تصوير سازي رفاه شخصي ، رمز موفقيت در مداومت و پشتكار است ( تصوير سازي + پشتكار ) مداومت هميشه موفقيت را در پي داشته . پول پاداش ارايه خدمت به ديگران است . بايد خودمون عمل كنيم و نمونه زنده از مطالبي باشيم كه تدريس مي كنيم . "به جاي اينكه در دور دست ها به دنبال فرصت بگرديم بايد همون جايي كه هستيم اون و در آغوش بگيريم .هيل" ما بايد از نظر ذهني به چيزي تبديل شويم كه مي خواهيم در سطح مادي اون و داشته باشيم . نبايد اجازه دهيم نتايج فعليمون تصوير ذهني ديكته كنند بلكه بايد تصويري را در ذهن خود ترسيم كنيم كه خواهانش هستيم و جوري عمل كنيم كه همين حالا بهش دست يافتيم و مثل شخصي رفتار كنيم كه مي خواهيم به او تبديل شويم . بايد در همين لحظه تصوير موفقيت و شكوفايي مالي را در ذهن خود خلق كنيم و شرح مختصري از اين تصوير را روي يك ورق كاغذ بنويسيم و در جيبمون بزاريم و روزي چند بار مرورش كنيم . خداوند خالق همه هستي است و به انسان اختيار داده تا سرنوشت خود را تعيين كند

فصل ٤ : به خدا توكل كنيد( معجزه اي در حال وقوع است ) 

پتانسيل هميشه و در همه جا وجود دارد . تصويري كه در ذهن خود خلق كرده ايم تنها با ايمان به خدا و اراده خداوند محقق ميشود، باتوكل به خدا همه چيز ممكن مي شود و خداوند راه رسيدن به هدف را براي انسان هموار مي كند . ايمان توانايي ديدن ناديدني ها و باور كردن غير ممكن هاست و اين همان چيزي است كه افراد با ايمان را قادر مي كند به چيز هايي دست يابند كه انديشه از درك آن عاجز است ، اگر فردي را به من نشان دهيد كه كارهاي بزرگي را انجام داده ايمان محكمي نسبت به توانايي خدادادي خودش در رسيدن به خواسته هايش دارد ، ايمان پل ارتباطي ميان شما و خداوند است و باارزش ترين دارايي معنوي مان است . هر موفقيتي رابطه مستقيمي با شدت و دوام ايماني است كه داريم ، نرسيدن افراد به آرزوهايشان به خاطر نداشتن توانايي نيست بلكه به دليل نداشتن ايمان به خداوند است ، با ايمان به خدا به اطمينان قلبي و اعتماد به نفسي دست پيدا مي كنيم . اولين قدم تجسم خودمون در وضعيتي است كه به اهداف خودمون رسيديم (تصوير سازي) و قدم دوم توكل به خداست ، براي پرورش روحيه مثبت بايد توجه داشته باشيم خداوند هميشه و در همه جا حضور دارد و ايمان به خداوند بايد قلبي و دروني باشد و ما را از لحاظ ذهني قدرتمند مي كند . وقتي اوضاع سخت مي شود شما بايد سرسخت تر شويد و سختي روزگاموندگار نيست اما انسان هاي سرسخت موندگارن . ما بخشي از قدرت نامحدود خداوند هستيم ، بايد پيروي نداي قلبي و دروني مان باشيم تا حرف مردم ، اكثر ثروتمندان همرنگ جماعت نشده اند . در آخر ؛ اصل اول ؛ آرام باشيد و خودتان را ببينيد كه به چيزي كه مي خواهيد دست پيدا كرده ايد اصل دوم ؛ به خدا توكل كنيد ؛ خصوصاً در انجام دادن كارهايي كه فراتر از توان ما به نظر مي رسند

فصل پنجم ؛ توقع فراواني نعمت داشته باشيد

پيش از آنكه ثروت را در دنياي مادي كسب كنيد بايد ابتدا آنرا در ذهن خود مجسم كنيد . وفور نعمت هميشه به سوي ذهن پذيرا و اميدوار حركت مي كند . دو عامل مهم براي رسيدن به نتيجه ؛ ١- اشتياق ٢- توقع ؛ اشتياق نيرويي است كه شما را به سمت روياهايتان هدايت مي كند و توقع نيروي جاذبه اي است كه روياهاتون و به سمت شما هدايت مي كند . بايد به تحقق روياهامون ايمان و اعتقاد راسخ داشته باشيم و توقع رسيدن به آنجا را داشته باشيم ، انسان هر جوري كه فكر كنه همون جوري ميشه و افكار حقيقي ما همان افكار دروني مان هستن . ما بايد هميشه ذهنمون و در برابر شك و ترديد حفظ كنيم چون با شك و ترديد چيزهايي كه نمي خواهيم و جذب مي كنيم و هر تصويري براي ناخوداگاه حقيقي هست ، شوخي و جدي سرش نميشه . هيچ چيز براي كسي كه ايمان واقعي دارد غير ممكن نيست . ما آنچه را كه توقع داريم به دست مي آوريم نه آنچه را كه آرزو داريم . سه قدم اساسي براي رسيدن به موفقيت تو هر زمينه اي ١- تصوير مورد نظر را در ذهنمون بسازيم ٢- به خدا توكل كنيم ٣- با تمام وجود ايمان داشته باشيم كه خدا آرزوهايمان را محقق خواهد كرد

فصل ششم ؛ قانون ارتعاش و جذب

قانون جذب اساس موفقيت فردي ماست و بر اساس قانون ارتعاش هر چيزي در حركت است و هيچ چيز ساكن نيست و انرژي در همه سطوح ارتعاش بروز مي كند . شدت ارتعاش فركانس ناميده مي شود و هر چي فركانس شديدتر باشه نيروي آن بيشتر است و فكر يكي از شديدترين انواع ارتعاش است . انسان ها از نظر شخصيتي به دو دسته خوش بين و ناخوش بين تقسيم مي شوند و افراد مثبت از آنجاييكه كه ارتعاششون مثبته شخصيت هاي مثبت را هم به خود جذب مي كنند و افراد ناخوش بين حتي خوبي تو نظرشون بدي جلوه مي كندو چهرشون نماد افكار منفي درون ذهن شان است . با ذهن مي توان در درون خودمون بهشت را به جهنم و بالعكس تبديل كنيم . قانون ارتعاش به مردم كمك مي كند تا شخصيتي را كه آرزو دارند انتخاب كنند و بدن انسان و مغز انسان كارآمدترين وسيله الكتريكي هست كه تا كنون آفريده شده ، به واسطه قانون ارتعاش همه چيز به هم متصل است و ما به همه چيز متصليم و ما خالق امواج الكتريكي هستيم و وقتي ارزويي را در ذهن خود زنده نگه داريم با زنده نگه داشتن آن تصوير، ذرات انرژي مربوطه به سمت ما حركت و جذب مي شوند و ما به سمت آنها هدايت مي شويم . اگر احساس خوب و ارتعاش مثبتي در ديگران ايجاد كنيم آنها ما را دوست خواهند داشت و بايد به ديگران كمك كنيم كه احساس بهتري داشته باشند . به محض اينكه ما فكر مي كنيم سلول هاي مغزمون مرتعش مي شوند و با انتخاب افكاري كه ارتعاش سازگاري با آرزوهامون دارند مي توانيم به آنها برسيم و بايد به يك مغناطيس ذهني تبديل شويم چون هر چيزي را كه جستجو كنيم متقابلاً ما را جستجو مي كند پس هر چه را كه طلب كنيم مال ماست . اين جهان بر اساس نظم استوار است تصاويري كه در ذهن شگفت انگيزمون مي كاريم به سرعت نيروي جذب را بسيج كرده و آينده زندگي مان را رقم ميزنند ، هر چي بخواهيم در دسترس مان قرار دارد ولي بايد خودمان را با آن سازگار كنيم ، اگر در ذهن شگفت انگيزمون تصاوير كمبود و محدوديت باشد هيچ وقت با وفور نعمت سازگار نمي شود و طبق قانون جذب خودمان باعث اتفاقات ناگوار زندگيمان مي شويم ، پس هوشيار باشيم كه هر چي به كائنات سفارش بدهيم به موقع به ما تحويل داده ميشود

فصل هفتم ؛ اهل ريسك

صبح ها كه بيدار مي شويد فقط به دستيابي به آرزوهايتان فكر كنيد . ترس از شكست و ضرر باعث ميشه تا به موقعيت فعليمون بچسبيم و هيچ اقدامي نكنيم و زماني كه از تلاش دوباره دست بكشيم مغلوب ميشويم . فيليپ ويلسن يكي از كمدين هاي مشهور دليل موفقيتش را زمين خوردن و بلند شدن و تكرار اين موضوع براي شانزده سال مي داند . بايد به محض تعيين هدفي به طور جدي شروع به ريسك كردن معقول كنيم ، طبق تحقيقي درباره خلبانان جنگي انهايي كه به شدت محتاط بودند جزء اولين كشته شدگان بودند، هر كسي كه جانب احتياط را در زندگي گرفته مانند مرده متحرك ميشود . ما ترس از ريسك كردن را پس از ورود به اين دنياي شگفت انگيز مي آموزيم ، ريسك كردن به معني حماقت و بي مسئوليتي نيست بلكه به معني شهامت داشتنه ، اهالي ريسك اشخاص آگاهي هستند كه با دقت اوضاع را بررسي مي كنند و قابليت هاي خود را باور دارند و داراي تصور سالمي از خودشان در ذهنشان هستند و به جنگ ترس هايشان مي روند و به ندرت زمين مي خورند و اگر هم زمين بخورند بلافاصله بلند شده و شروع مي كنند . يك قلم كاغذ برداريم و با يك خط عمودي نصفش كنيم و سمت راست علامت منفي و سمت چپ علامت مثبت بزاريم و در زير منفي بدترين اتفاقي كه با پيگيري كردن روياهايمان ميفته را بنويسيم و در سمت چپ بهترين شرايط و بنويسيم سپس مي فهميم كه موارد سمت راست فاجعه آميز نيست و موارد سمت چپ به ما قوت قلب مي دهد و با اين نمودار به ما ثابت ميشه كه باخت براي ما معني نداره

فصل هشتم ؛ لبه تيغ

فقط يك وجب ، يك قدم ، يك ايده مرز بين برد و باخت به باريكيه لبه تيغ است ، مردم با هم فرقي ندارند مگر در نتايجي كه ايجاد مي كنند ، يك نفر فرصتي را ميبيند يكي ديگه اجراش ميكنه و ما مي توانيم بهتر از انها عمل كنيم چون پتانسيل ها و قابليت هاي درونمون نا محدود هستند و با ايده "تلاش مجدد" هر كاري ممكنه . نكته جالب در فيلم لبه تيغ اين بود دستمزد هشت هنر پيشه اصلي هفتاد و پنج برابر بدل كاراشون بود در حاليكه خيلي شبيه هم بودند . اين سوالات را از خودتان بپرسيد ؛ چقدر حرفه اي هستيم ؟ چقدر مي توانيم بهتر باشيم ؟ روزي يك ساعت مطالعه چه تاثيري بر تجارتمان دارد ؟ وقتي حرفه اي و بهتر عمل كنيد ر روزي يك ساعت مطالعه داشته باشيد متوجه خواهيد شد كه هيچ رقابتي در ميان نيست زيرا اينقدر تعداد افراد در صحنه رقابت كم مي شوند كه بازندگان هم برنده اند . هنگام رانندگي با گوش دادن به فايل هاي صوتي سطح معلومات خود را افزايش دهيد حتي يك ايده درست مي تواند زندگي ما را متحول كند ، تنها با تكان دادن جزئي انگشت اشاره مي توان يك تكه آهن سرد را به اسلحه مرگباري تبديل كنيم . براي نوشتن يك كتاب روزي يك صفحه كافيه ، كافيه صبح ها يك ساعت زودتر از بقيه بيدار شويم تا بتوانيم روياهاي خودمون و محقق كنيم . با تمرين تمرين و تمرين ، روزي يك ساعت تمرين تو هر زمينه اي ، چون پشتكار و اشتياق فراوان براي موفقيت كافيه و پشتكار براي ما حكم كربن براي فولاد را دارد ، تنها خصوصيت بارز فورد و اديسون پشتكارشون بوده و تفاوت لبه تيغ به واسطه پشتكار حاصل مي شود . آيا افرادي كه درامدشون با همكارانشون تفاوت چشمگيري دارد سي چها برابر بيشتر و بهتر از انها كار مي كنند ، اليته كه نه ، دليلش مي تونه برنامه ريزي روزانه انها و حتي روزي يك ساعت زودتر بيدار شدنشون باشه ، تفاوت به باريكي لبه تيغ است

فصل نهم ؛ وارونه فكر نكنيد

اگر تو زندگي به گذشته نگاه كنيم به مقصد نميرسيم ، گذشته را در گذشته دفن كنيم ، زمان حال را در يابيم ، افراد آينده نگر توقع تحقق آرزوهاي بزرگ را داشته و آنها را محقق كرده اند ، توانايي ذهن انسان نامحدود است ، اگر تمام دانش كشف شده عالم تو ذهن ما جا بگيره ظرفيتش پر نخواهد شد و يه نفر به طور متوسط فقط بخش كوچكي (١٠٪‏) از تواناييش و مورد استفاده قرار مي دهد . متاسفانه اكثر مردم فقط در گذشته زندگي مي كنند و با خاطرات گذشته خودشون و محدود مي كنند . گذشته زمان مرده است و ما ساعتهاي زيادي از زمان باارزشمان در زمان حال را با صحبت در مورد مردگان و رفتگان و وقايع گذشته هدر مي دهيم در صورتيكه با ذهن خلاقمون مي توانيم دنيايي كه خواهانش هستيم و ترسيم كنيم و به آن دست يابيم . تا خودمان را اصلاح نكنيم نمي توانيم ديگران را اصلاح كنيم . ذهن انسان مانند دوربين عكس فوري و دنياي مادي مانند عكس مي باشد . اگر دائماً به گذشته فكر كنيم گذشته مرتباً تكرار خواهد شد . خواستن و آرزو كردن هيچ خرجي ندارد ، حتي نگاه كردن به وضعيت فعلي هم مانند فكر كردن به گذشته است بايد به آينده چشم بدوزيم و هر چي نياز داشته باشيم به سمتمان جذب مي شود ، اگر پول لازم داشته باشيم جور ميشه ، فقط كافيه آرزوهايمان را خوب ببينيم و ايمان داشته باشيم كه برآورده ميشود و مطمئن باشيم كه همه چيز به وقتش جور ميشه . فكر كردن در خلاف جهت يا خواسته باعث نااميدي و شكست ميشود . " نيازي نيست بدانيم همه كارها چطور جور ميشود ، همه چيز در زندگي ما به واسطه قانون جذب حاصل ميشود . وقتمان را روي نتايج فعلي و افكار فعلي و تصاوير فعلي متمركز نكنيم چون اگر اجازه دهيم ناكامي هاي گذشته يا الان فكرمون و كنترل كنند هيچ وقت آرزوهايمان براورده نمي شود . قانون ضديت ميگه هر چيزي يك ضد يا نقطه مقابل دارد ، بيرون بدون درون معنا ندارد ، هر پستي بلندي دارد و هر غيرممكني ، ممكني دارد . " داستان ٣٣٣ ؛ تو سه روز و سه ساعت سه ميليون دلار پول جمع آوري كرد ، بايد چرا نمي توانيم را به چطور مي توانيم تغيير دهيم همه چيز امكان پذير خواهد شد و هر آرزويي را مي توانيم برآورده كنيم

فصل دهم (آخر) ؛ قانون خلاء خوشبختي

طبيعت از خلاء بيزار است و ما چيزهايي كه با ما سازگاري دارند نگه ميداريم و عاشقشون هستيم در صورتي كه قانون خلاء خوشبختي ميگه با بذل و بخشش ( نه فروختن )چيزهايي كه دوست نداريم و جلوي دست و پاي ما را گرفته به كساني كه مي تونن از انها به خوبي استفاده كنند ، فضا را براي چيزهايي كه دوست داريم باز كنيم ( مانند لباس هايمان )، بايد براي آنچه كه دوست داريم فضا سازي كنيم ، از هر دست كه بدهيم از همان دست مي گيريم ، كمي آگاهي و دانش زندگي ما را از اين رو به آن رو مي كند .( انسان ها نمي توانند دل دريايي خود را درون تنگ ماهي محصور كنند ). دليل چسبيدن به چيزهاي كهنه اينه كه انسان ها به توانايي هاشون جهت كسب عقايد و چيزهاي نو ايمان ندارند . بايد گره هاي ذهن خود را باز كنيم و هر نقصي كه مشاهده ميشه ناشي از طرز فكر ماست ، براي دستيابي به كمال بايد خودمون و از قيد و بند همه جوانب منفي زندگي آزاد كنيم و اين موانع احساس كمبود و محدوديت هاست پس با شناسايي افكار منفي و خلاصي از آنها گره از ذهنمون مي گشاييم و جريان بي كران خلاقيت و شكوفايي وارد زندگيمان مي شود در آخر بدون توجه به شرايط فعلي بايد بدانيم كه حقيقتاً ثروتمند زاده شده ايم . " نعمت خداوند به تو ميزاني از استعداد و توانايي است كه يك عمر براي استفاده از آنها كم است و تشكر تو از خداوند پرورش و به كار گيري بيشترين ميزان استعداد و توانايي است كه در يك عمر امكان دارد